مهاجرت به s9y

یک شنبه، 24 اردیبهشت 1385


خیلی وقت بود می‌خواستم سیستم وبلاگ رو عوض کنم چون هیچ حوصله ور رفتن به کد‌های قدیمی رو نداشتم و این یک ساله هم زیاد php کد ننوشتم و خلاصه خیلی چیزها پاک یاد رفته، اول رفتم که wordpress رو نصب کنم که sqlite نداشت و host معظم بنده هم دسترسی mysql به من نداده، در واقع فراموش کرده که بدهد ( خدا فراموش کننده‌گان را به راه راست هدایت کند) خلاصه نصف شبی هم نمی‌شد حمید رو پیدا کرد، گفتم برم ببینم s9y چجوریاست، یک برنامه کوچک نوشتم که پست‌های برنامه قبلی رو تبدیل به rss 2.0 بکنه و خوشبختانه s9y به عنوان ورودی rss قبول می‌کنه، بدون مشکل پست ها import شد یک اسکریپت دیگه هم نوشتم که امکان نظرخواهی پست‌های قبلی رو غیر فعال کنه، و خلاصه اومدم روی سرندیپیتی، این قالب تخمی و اون عکس سمت چپ را که نیم ساعتی بیشتر نیست گرفتم تحمل کنید تا سر فرصت با یه قالب درست حسابی عوض‌اش کنم.

how crazy people of isfahan are!

یک شنبه، 24 اردیبهشت 1385


آخرین باری که یادم می‌آید بعد از نصف شب کنار رودخونه قدم زدم زده بودم حدودای ساعت ۱ تا ۱:۳۰ بود،‌ ولی این بار ساعت از ۳ گذشته بود که بنده و یکی از دوستان به سرمان زد یک قدمی کنار رود خانه بزنیم. اطراف خواجو و سی و سه پل نه تنها هنوز بیش از ۱۰-۲۰ ماشین پارک بود بلکه همشهری های کس خل ما پاچه ‌بالازده در آب کنار سی و سه پل عرض رودخانه رو طی می‌کردند، جالب تر این که دیدم یک موتوری دارد واسه خودش ویراژ می‌دهد و لباس سرتا پا سیاهی داره، نمی‌دونم چی حدس زدید ولی اون یک خانم بود که نصف شبی حوس موتور سواری به سرش زده بود، و جایی بهتر از پیاده روهای اطراف رودخانه پیدا نکرده بود! من وضعیت امنیتی باقی شهرها را نمی‌دونم ولی حتما باید برایتان چیز غریبی باشد که ساعت ۳ بعد نصف شب لم بدید روی صندلی‌ها پارکهای اطراف رودخانه و منظره پل‌ها و جریان آب رو نگاه کنید، بستنی بخورید و کسی هم نیاد بگه خرت به چند من!

in-ear headphones

شنبه، 16 اردیبهشت 1385


در  اینکه هدفون‌های شبه iPodیی که داخل گوش میره به شنوایی لطمه می‌زنه که شکی نیست ولی جدای از این اصولا موسیقی گوش کردن با هدفون باعث می‌شه شما از اطراف و دنیای اطراف غافل بشید، من نمی‌دونم شما سیستم تون چطور هست ولی به شخصه من نمی‌تونم دو تا کار را هم زمان انجام بدم یا از دو چیز لذت بخش هم زمان لذت ببرم، فرض کنید رفتید  کوه و دوربینتان هم آویزان خودتان است، حالا می‌خواهید از عکاسی لذت ببرید یا از طبیعت؟ اگر از هر دویش لذت می‌برید  خوشا بحالاتان ولی تجربه من می‌گه اگه برای طبیعت می‌خوای بری نه mp3‌ player‌ ببر نه دوربین، چون در یک زمان از همه این‌ها نمی‌شه لذت برد، حالا شما خودتان ربط بدید گوز را به شقیقه که ما چطور از in-ear headphones‌ رسیدم به لذت بردن و کوه و عکاسی و اینها.

how stupid a parser can be

دوشنبه، 4 اردیبهشت 1385


اون جریان PHP 5.1 و xslt و اینها که یادتونه (اگه نیست نوشته روز سه‌شنبه، ۲۰ دی، ۱۳۸۴ همین پایین صفحه هست) مشکل به طرز مسخره‌ای حل شد و اون هم همانا indentation بود، گویا این parser یک باگی چیزی داره که وقتی با tab یا spaceهای زیاد indent میکنی توی پردازش فایل احمق بازی در میاره خلاصه اگه یک همچین مشکلی دارید هرچی tab و تورفتگی ایجاد کردید بردارید و دعا کنید که مشکلتان حل شود.

OpenVZ

سه شنبه، 29 فروردین 1385


First, it is a virtualization solution, that is, it enables multiple
environments (compartments) on a single physical server, and each
environment looks like and provides the same functionality as a
dedicated server. We call these environments Virtual Private Servers
(VPSs), or Virtual Environments (VEs). VPSs on a single physical server
are isolated from each other, and also they are isolated from the
physical hardware.

مصاحبه با Andrey Savochkin در باب OpenVZ

motherfucking film

دوشنبه، 14 فروردین 1385


دو روزه سمت چپ سرم درد گرفته و ول کن نیست، این از اون سردرد های معمول که گاهی همه می‌گیرن نیست، اونها قالبا تمام سر درد میگیره، ولی الان فقط قسمت سمت چپ و پشت سر هست، قبل‌ترها فقط وقتی ریاضی حل می‌کردم این‌جور می‌شد، یک چیز که مسلمه اینه که من دو شب پیش یک فیلم دیدم و البته فیلم چیزخاصی نبود، پرونده یک قتل و این چیزها، فیلم که تموم شد همه چیز واسه من گنگ بود گفتم برم اینترنت رو ببینم بگردم ببینم جریان چیه؟ و همه چیز از اونجا شروع شد که در یک مصاحبه با کارگردان فیلم ازش راجع به یک پرونده قتل خونین و خشن اویل قرن ۲۰ سوال می‌کرد و من رفتم که ببینم جریان پرونده چیه،‌ حس کارگاهی ما همان و سردرد و بی‌خوابی هم همان. همش توی خواب مخم داره روی پرونده این بابا کار می‌کنه، امروز صبح به این نتیجه رسید که احتمالا خانمه که کشته شده با یک بوکسور روابط عاشقانه‌ای داشته، چرا که جنازه به شدت مشت و لقد خورده بود. مگه دستم به اون کارگردان، و اون خبرنگاره مادرقحبه نرسه.

gnome 2.14

جمعه، 12 اسفند 1384



Significant improvements in GNOME 2.14 have lead to noticable speed-ups throughout the desktop. The speed of font rendering has been improved and a new memory allocator called GSlice, which is in many ways similar to the slab allocator in the Linux kernel offer significant performance increases throughout GNOME. Specific identified slow points in GNOME such as logging in have also been optimised by our crack team of speed kings.

واقعا سرعت و اشغال حافظه زیاد مشکل بزرگی شده برای Gnome‌، نسخه ۲.۱۴ قراره کمتر از این مشکلات داشته باشه.

به‌روز: یک سری Screenshot از نسخه ۲.۱۴ |
درباب gedit جدید